صفحه در حال بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
|
|
|
چشم از تو بر نداشتم آن شب شب غریب
آن شب که در کنار تو دنیا بهشت بود در پیچ و تاب جاده و شب زیر نور ماه من بودم و مقابل من سرنوشت بود من بودم و تو بودی و عشق بود و عشق تنها خدا به خلوت ما راه برده بود من محو چشمهای نجیب تو تا سحر در چشمهای عاشق من خواب مرده بود تو غرق خواب ناز و دلم غرق خواستن می خواستم که عشق ببارم به پای تو سر روی شانه ات بگذارم و تا سحر با شور و شوق گریه کنم در هوای تو چشم تو باز شد همه باغها شگفت خورشید در نگاه قشنگت به گل نشست آرام لب به خنده گشودی و صبح نو در چشمهای آینه رنگت به گل نشست می خواهم از تو که تا بمانی برای من می خواهم از تو تا که بمانم برای تو ای تکیه گاه خستگی ات شانه های من ای تکیه گاه خستگی ام شانه های تو
|
|
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:12 توسط ستاره)... |
| |
![]() اسمم ستاره ست... از شما هم که دست نوشته هامو میخونید سپاسگذارم... پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت بيچاره از اين عشق سوختن آموخت فرق منو پروانه در اينست پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت |