صفحه در حال بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
|
|
|
نو بهاریست در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز تو در گل باشی من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی در چمن هر دفتری حالی دگر است حیف باشد که ز کار همه غافل باشی چنگ در پرده میدهدت پند ولی وعظت آنگاه کند سود که قابل باشی نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف گر شب و روز در این قصه مشکل باشی گر چه راهیست پر از بیم زما تا بر دوست رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد صید ان شاهد مطبع شمایل باشی
شادو سلامت باشید
|
|
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 10:26 توسط ستاره)... |
| |
![]() اسمم ستاره ست... از شما هم که دست نوشته هامو میخونید سپاسگذارم... پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت بيچاره از اين عشق سوختن آموخت فرق منو پروانه در اينست پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت |