صفحه در حال بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
|
|
|
همیشه پیش خودم میگم یه خدای خوبی دارم که می تونم دردامو
بهش بگم یه خدا ی خوبی که نمی ذاره هیچ کس رازم رو بفهمه
و آبرومو نمی بره
نمی دونی چه ذوقی داره وقتی شبا موقع خواب باهاش دردل می
کنم یا وقت سحر که هنوز هوا گرگ و میشه به عشق نماز پا میشم
نمی دونی چه لذتی داره وقتی تو اوج تنهایی آروم آروم اسمش
رو تو دلم می گم و اشکام سرازیر میشه
خودش می دونه که تو دنیای به این بزرگی همه امیدم به خودشه
خودش می دونه که تو این دنیای پشت و پناهم خودشه
وقتی باهاش حرف میزنم صدام رو میشنوه و به حرفام گوش میده
هیچ وقت نا امیدم نمیکنه آخه میدونم دوستم داره
هیچ وقت نشده من رو یه جایی جا بذاره حتی اگر شده آخرین
ثانیه ها دستم رو گرفته
خوب میدونم چرا هیچ وقت دلم رو نمیشکنه آخه من سحرا واسه
دل شکسته ها دعا میکنم واسه مریضا ،گرفتارا خلاصه واسه
همه آدمها دعا میکنم
چه خوب میشد اگه آدمها واسه هم دعا میکردند ،آره واسه عاقبت
بخیری هم دعا میکردند
شک نکن همسفر مطمئن باش تو این سفر دست خالی نمی مونی
فقط یه دله پاک ،یه صبر یه توکل و ایمان قوی میخواد
نمیدونم که تو همسفرم می شی یا نه اما بیا امشب واسه همه دعا
کنیم
بیا بعد از هر دعای خیر واسه آدمها، به توکل خودش بخوابیم
وبه امید خودش در انتظار موفقیت پاشیم
بیا ای همسفر .........................
منو تنها نذار
بیا با من............
دست خالی نمی مونی...................................
|
|
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 18:58 توسط ستاره)... |
| |
![]() اسمم ستاره ست... از شما هم که دست نوشته هامو میخونید سپاسگذارم... پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت بيچاره از اين عشق سوختن آموخت فرق منو پروانه در اينست پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت |